Quote
"That's the thing about needs. Sometimes when you get them met, you don't need them anymore."
امسال سال «پیامبر (ص)» نامگذاری شده. این مظلب گوشهء همهء کانال های تلویزیون جمهوری اسلامی نوشته شده!
خب، اینم از امسال!
"زمین گرم هم کَمِته،
اطلاع رسانی در زمینه کنسرت ها و پارتی های ایرانی توی اکثر کشورها تعریف زیادی نداره. نه اینکه اطلاع رسانی وجود نداره ولی همواره باید تیز باشی ببینی کجاست و کیه. هیچ منبع اطلاعات مرکزی برای دریافت این اطلاعات وجود نداره. البته یه سری سایت هستند که این کار رو می کنند، ولی هیچ کدوم رو ندیدم به اندازهء کافی دقیق باشند. حداقل اطلاعات استکهلم و بقیه شهرهای سوئد رو خوب منعکس نمی کنند.
There are some songs that cheer me up.
There are some songs that rock my soul.
There are some songs that tell my unspoken words.
There are some songs that remind me something.
There are some songs that make me sad.
There are some songs that destroy me.
What can I do to these songs?!
آدم با بعضی از آهنگ ها چقدر راحت ارتباط بر قرار میکنه. لزومی به فهمیدن کلام نیست، یه لحظاتی هست که انگار روح آدم با امواج اون آهنگ دچار تشدید میشه.
من اخیرا متوجه شدم که با صدای امیرحسین مدرس خیلی حال می کنم. تیتراژ سریال «متهم گریخت» رو 3 برابر تعداد قسمت های خود سریال گوش کردم. از آهنگ تیتراژ آخر «زندگی به شرط خنده» هم خیلی خوشم اومد. توی این آشفته بازار موسیقی داخل ایران که ملت هر روز یه آلبوم بیرون می دن نمی دونم چرا این که هم استعدادش رو داره و هم متفاوت می خونه، آلبومش در نمیاد!!!! البته به احتمال زیاد داره یه کارایی می کنه. آلبومش خیلی شنیدنی خواهد بود، امیدوارم زودتر بیاد بیرون.
مردها در برهه ای از زمان جزو یکی از دسته های زیر می شن:
روزنامه Stockholm City یه ستون داره به اسم City SMS که ملت می تونند هر پیامی که دارند رو با SMS به همراه یه کد به روزنامه ارسال کنند تا چاپ بشه توی اون ستون (یه سریش چاپ میشه، یه سری هم روی وب سایتشون قرار می گیره). بینشون چیزای با مزه ای پیدا میشه، ترجمه شو اینجا می ذارم ببینید ملت چقدر سعی می کنند که یه وقت شانسی رو از دست نداده باشند!
So sweet! Guy in red cap with a child following him, buss 206 Tuesday clock 9:44, cosy eye contact, looking gladly for you again.
Linn, KTH Kista. You are the best I've ever seen. You have the most beautiful green eyes, the most delicate red hair and most shocking dresses. kiss to you! / A guy from another class
(KTH is the name of the university and Kista is the name of the campus)
Linda, Storvreten in Tumba, can't stop thinking about you. I'm a blond guy that stood beside you in the bar on Kellys, Feb 10. Dinner perhaps?
Thursday 2 March T-Centralen. The girl in red jacket. We checked on each other. Do you want to meet? /THE SHAVED GUY
(T-Centralen is the name of a subway station)